loading...

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

بازدید : 230
شنبه 26 ارديبهشت 1399 زمان : 0:22

امروز سالروز ضربت خوردن فرق مبارک امام علی ( علیه السلام ) در محراب نماز صبح کوفه است روز 24 بهمن 1399 این واقعه نشان از یک سری حوادث قبل از آن دارد .

اقدام به قتل امام مسلمین و غربت مسجد کوفه در آن حکومت عظیم اسلامی‌نشان از یک انحراف عظیم دارد؟

امروز به عنوان شیعه امام علی ( ع) لازم است این حادثه با هم یک بار مرور کنیم؟

چه انحرافی باعث شد که جامعه اسلامی‌آن روز به ترور رهبر بزرگ تاریخ اسلام رسید؟

بگذارید قبل از هر قضاوتی به گفتار خود امام در این باره نگاهی بیندازیم.


مَلَکَتْنِی عَیْنِی وَ أَنَا جَالِسٌ فَسَنَحَ لِی رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله علیه وآله ) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا ذَا لَقِیتُ مِنْ أُمَّتِکَ مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ فَقَالَ ادْعُ عَلَیْهِمْ فَقُلْتُ أَبْدَلَنِی اللَّهُ بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ بِی شَرّاً لَهُمْ مِنِّی .
ترجمه:
نشسته بودم که خواب مرا گرفت، و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله‏ بر من آشکار شد، گفتم: اى پیامبر خدا، چه کجى‏ها و دشمنى‏ها از امت تو دیدم فرمود: به آنان نفرین کن. گفتم: خداوند بهتر از آنان را به من عنایت کند، و به جاى من شرى را بر آنان گمارد. منظور از «اود» کجى و «لدد» دشمنى است، و این از فصیح‏ترین سخنان است

در واقع مفهوم این سخنان این است خدایا مرگ مرا برسان ؟

مرا از اینان بستان و دیگری را به جای من به ایشان برسان؟

تاریخ نشان داد که این تقاضا عینا بر مردم کوفه جاری شد چه بسیار خلفای خونخوار بر مردم عراق که حکومت نکردند همین اواخر شاهد صدام حسین بودیم که چه کارها که نکرد؟

نمی‌خواهم آن تاریخ خونبار بیشتر از این واکاوی کنم اما می‌خواهم امروز ایران بیشتر بازخوانی کنم.

آن روز مردم نتوانستند خارج از عقاید شخصی قبیله‌‌‌ای و عشیره‌‌‌ای خود امام علی (ع) بشناسند.

و قدر دان این هدایت قرآنی و آسمانی باشند. چرا؟

به خاطر خواص و امیران قبایل خود؟

جامعه آن روز عراق و حجاز جامعه قبیله‌‌‌ای و عشیره‌‌‌ای بود. همه مردم به بزرگان قبیله و عشیره خود چشم داشتند از آنان خط می‌گرفتند تابع آنان بودند با وجودیکه اسلام تلاش داشت قانون خودش را بهترین شما پرهیزکارترین شما هستند جایگزین کند.

اما ساختار قبیله‌‌‌ای راه را دشوار کرده بود.

مردم عادی چشم به روسای قبایل و عشایر داشتند و روسا چشم به زر و کنیزکان فرنگی که در بازار آن روز خرید فروش می‌شد داشتند.

معاویه این ساختار خیلی خوب شناخته بود لازم نبود با مردم کاری داشته باشد شترهای مملو از زر و هدیه را شبانگاهان برای روسای خاص یا خواص ارسال می‌کرد؟

صبح آن شب قبیله را خریده بود فکرشان را رئیس شان را بعد هم شمشیرشان را؟

این بود داستان مردمی‌که مسلمان بودند اما نگاهشان به جای قله بزرگ اسلامی‌و فرمانده بزرگ تاریخ به اشعث‌ها زبیرها و طلحه‌ها بود؟

امروز جامعه ایرانی قبیله‌‌‌ای و عشیره‌‌‌ای به آن مفهوم نیست ؟

اما جامعه امروز ایران گرفتار تعصب عجیب حمایت از دو جناح اصول گرا و اصلاح طلب شده است.

کار کرد این دو جناح دقیقا مانند همان جامعه قبیله‌‌‌ای و عشیره‌‌‌ای شده است.

دقیقا دو جناح همانند طلحه و زبیر در خواست سهم بیشتر از حکومت دارند؟

درخواست ریاست دارند درخواست مال و منال بیشتر هستند؟

مردم تهیج می‌کنند بر علیه همدیگر به خاطر منافع خودشان مردم به جان هم می‌اندازند برای بدست گرفتن بزرگترین سمت‌ها در جمهوری اسلامی‌ایران؟

و متاسفانه کرسی ریاست جمهوری اسلامی‌ایران هم شده است یکی از گروگان‌های این دو جناح ؟

تاریخ معاصر هم نشان داده هر کدام هم که به مسند می‌رسند جز خدمت به خواص خود و جناح خود برای مردم کاری درخور نمی‌کنند؟

تمام امتیازات و امکانات جمهوری اسلامی‌ایران به نام مردم مستضعفین به کام جناح و خواص خویش توزیع و اهدا می‌کنند؟

نتیجه این بخشش از جیب بیت المال شذه است یک جامعه به شدت دو قطبی شده یک سمت بیش از 90 درصد فقیر مطلق و زیر ده درصد مالک تمام سرمایه‌ها و امکانات کشور؟

طبق آمار رسمی‌کشور یک و نیم درصد مردم ایران در واقع مالک 97 درصد سرمایه‌ها املاک و کارخانه‌های بزرگ کشور هستند؟

و نود درصد یا فاقد اموال یا املاک هستند یا سقف سپرده و زندگی شان زیر 50 میلیون است ( آمار بانک مرکزی سال 1396 )

و عجیب اینجاست این یک ونیم درصد یا اعضاء اصلی یا هوادار و وابسته‌های یکی از دو جناح هستند؟

حتی موارد زیادی وجود دارد که عضو دو جناح هستند ( پدر اصول گرا پسر اصلاح طلب یا همسر اصلاح طلب ) این نشان می‌دهد اینان حتی نه این هستند نه آن برای مصلحت روزگار به این و آن چسبیده اند؟

عجیب اینجاست که امروز هر دو جناح دقیقا مانند طلحه و زبیر دعوی حق طلبی دارند؟

دعوی ارث و میراث از انقلاب دارند برای یک دستمال قیصریه را به آتش می‌کشند.

دعوای آنان نه از روی حق طلبی که از روی تعصب قیبله‌‌‌ای و زیاده خواهی است.

اصلا این سی دو سال اخیر بررسی کنیم هرکدام به ترتیب هر هشت سال بر مسند بودند؟

نتیجه کارشان شده یک کشور فقر زده یک کشور عقب مانده یک کشور غارت شده به وسیله اغنیا؟

چون شناخت و تمیز کافی ندارند چون کارشناسی آنان اقیانوسی است به عمق یک بند انگشت تمام سرمایه‌ها و امکانات را هم هدر داده اند.

هر دو نتیجه کارشان بسیار خسارت بار و منفی بوده است.

می‌خواهید رقم به رقم بشمارم بیش از یکصد فقره خسارت در این سه ده بر جای گذاشته اند.

بیچاره مردمی‌که دل به اینان دوخته اند تا برایشان کاری بکنند؟

هر کدام با یک پیش فرض بر مسند می‌نشینند و کثافت می‌زنند میروند و آخر هم دیگران متهم می‌کنند نگذاشتند؟

اگر رهبری و پیشرفت‌های نظامی‌و پیشرفت‌های منطقه‌‌‌ای نبود کشور تا کنون ده بار از بین رفته بود؟

یکی با پیش فرض همکاری بین المللی با سرمایه گذاری خارجی با کنار آمدن با کدخدا؟

دیگری با پول پاشی دویدن شبانه روزی با منحل کردن سازمان برنامه بودجه با نخوت و تکروی؟

هردو مانند انسان کری هستند که به ملاقات مریض رفته اند از خواب هم بیدار نمی‌شوند تا آخر ملاقات در اندیشه اسبق به سر می‌برند؟

نگاهی به متن مثنوی معنوی مولوی خالی از لطف نیست.

آن کری را گفت افزون مایه‌ای

که ترا رنجور شد همسایه‌ای

گفت با خود کر که با گوش گران

من چه دریابم ز گفت آن جوان

خاصه رنجور و ضعیف آواز شد

لیک باید رفت آنجا نیست بد

چون ببینم کان لبش جنبان شود

من قیاسی گیرم آن را هم ز خود

چون بگویم چونی‌‌‌ای محنت‌کشم

او بخواهد گفت نیکم یا خوشم

من بگویم شکر چه خوردی ابا

او بگوید شربتی یا ماش با

من بگویم صحه نوشت کیست آن

از طبیبان پیش تو گوید فلان

من بگویم بس مبارک‌پاست او

چونک او آمد شود کارت نکو

پای او را آزمودستیم ما

هر کجا شد می‌شود حاجت روا

این جوابات قیاسی راست کرد

پیش آن رنجور شد آن نیک‌مرد

گفت چونی گفت مردم گفت شکر

شد ازین رنجور پر آزار و نکر

کین چه شکرست او مگر با ما بدست

کر قیاسی کرد و آن کژ آمدست

بعد از آن گفتش چه خوردی گفت زهر

گفت نوشت باد افزون گشت قهر

بعد از آن گفت از طبیبان کیست او

که همی‌آید به چاره پیش تو

گفت عزرائیل می‌آید برو

گفت پایش بس مبارک شاد شو

کر برون آمد بگفت او شادمان

شکر کش کردم مراعات این زمان

گفت رنجور این عدو جان ماست

ما ندانستیم کو کان جفاست

خاطر رنجور جویان شد سقط

تا که پیغامش کند از هر نمط

همه جامعه شناسان و بزرگان کشور متفق القول هستند که اینک کشور در آستانه خطرناکی از فقر پرخاش مطالبه گری قرار دارد ؟

اینک کاسه صبر بسیاری سر آمده؟

یک اشتباه یک حرکت زشت می‌تواند شورش‌ها به پا کند ؟

در واقع اینک وضع بسیار خطیر و خطرناک است یک حرکت اشتباه دولت یا مجلس یا شورای نگهبان می‌تواند جرقه انفجار عظیمی‌شود؟

لذا نیاز داریم که بسیار عاقلانه با احتیاط از این پیچ تاریخی گذر کنیم نیاز است که آرامش کشور حفظ شود نیاز است که تمام بهانه‌ها از دشمن گرفته شود.

همه ما که در این کشتی جمهوری اسلامی‌ایران نشسته ایم می‌دانیم که استکبار جهانی در صدد است تا از این مشکلات داخلی کشور سوءاستفاده کند دخالت کند مسبب شروع سلسله شورشها شود؟

پیشنهاد می‌کنم برای اینکه بهانه‌های مانند سال 88 از دسترس خارج شود؟

کاندیدا‌های رئیس جمهوری سال 1400 از بین دو جناح کشور نباشد.

شورای نگهبان ده نفر مومن متقی دانشمند و ملی انتخاب کند با آزمون با رای گیری‌های محدود .

مانند رای گیری داخل حوزه علمیه رای گیری داخل دانشگاه رای گیری بین همه اقتصاددانان کشور

به ملت معرفی کند برای انتخاب.

در آخر مردم یک رای گیری منطقی تری را داشته باشند تا در آن نقش قبیله‌‌‌ای جناحی سهم خواهی نباشد بروز نکند .

باشد که دیگر حاکمیت اسلامی‌دچار بازی قبیله‌ها فاسد‌ها جناحها نشود؟

دانلود کتاب صوتی بار دیگر شهری که دوست می داشتم
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

آمار سایت
  • کل مطالب : 16
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 38
  • بازدید کننده امروز : 39
  • باردید دیروز : 5
  • بازدید کننده دیروز : 6
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 51
  • بازدید ماه : 282
  • بازدید سال : 282
  • بازدید کلی : 6920
  • کدهای اختصاصی