loading...

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی

بازدید : 256
شنبه 2 خرداد 1399 زمان : 13:24

افزایش شدید سالمندی در هر کشوری نتیجه دو عامل است.

1-افزایش امید به زندگی و حمایت‌های بیمه‌‌‌ای از سالمندان مانند حقوق بازنشستگی مراقبت‌های ویژه درمانی و سلامت جسمی‌سالمندان؟

2-کم شدن زاد ولد افراد مولد بخصوص جوانان به علل مختلف از جمله عدم رغبت به ازدواج و خوش گذرانی (بیشتر در غرب ) سخت شدن پرورش و هزینه کودکان مانند مراقبت‌های دوران بارداری و کودکی

و افزایش هزینه‌های آموزشی و خصوصی شدن مدارس همینطور سیاست‌های انقباظی اقتصادی؟

اما در ایران مشکلات افزایش سالمندی بسیار عمیق تر از این دو عامل بالا هستند.

اگر سن بزرگان قوم قد بدهد زمانی فرزند آوری در ایران بسیار مبارک و کم هزینه بود.

تولد هر کودک در هر خانه‌‌‌ای به خوش قدم بودن و نزول برکات در آن خانه تعبیر می‌شد.

حتی بساری از فامیل با تولد هر فرزند برای تازه متولد هدایای زیادی را پیشکش مادر و پدر نوازد می‌کردند.

در روستا‌ها و عشایر کمترین هدیه‌ها گوسفند گاو بود.

بچه‌ها هم در کنار بچه‌های کمی‌بزرگتر از خود سریع آموزش هم سن سالی تجربه و بزرگ می‌شدند

بدون اینکه فشار زیادی روی پدر مادر یا اقتصاد خانواده وارد شود.

در هر خانه‌‌‌ای نیم تا دوجین بچه وجود داشت گاهی دیده می‌شد یک دختر بچه 3 ساله وظیفه نگهداری از بچه‌های بسیار کوچکتر را هم داشتند علاوه بر وظیفه ظرف شستن یا خانه جارو کردن؟

اگرچه در آن دوران خانواده‌ها از لحاظ اقتصادی اغلب ضعیف بودند ولی هرگز فقر عامل نداشتن فرزند نبود اعتقادات مذهبی هم در این مسیر بسیار کمک حال زوجهای تازه می‌شد.

دوران پرداخت یارانه و کوپن بیشتر به خانواده‌های پرجمعیت خود عامل افزایش جمعیت شده بود .

خوب به خاطر دارم زمین طرح عمران اراضی شهری برای ساخت مسکن فقط به خانواده‌های بالای چهار و بیشتر فرزند داده می‌شد.

همینطور سیاستهای اشتغال وام و برنده شدن در مناقصات شهرداری بر همین پایه تنطیم شده بود.

لذا یک پدر خانواده با پنج فرزند یا بیشتر خیلی زودتر کار زمین خانه وام و غیره را دریافت می‌کرد.

این سیاست‌های افزایش فزند آوری بود که منجر به افزایش شدید زاد ولد در سال 61 تا 65 شد.

از پایان جنگ که دولت آقای‌هاشمی‌رفسنجانی بر سر کار آمد این فضا دقیقا عکس شد.

سال 67 یک روزنامه اسرائیلی یک مقاله‌‌‌ای نوشته بود ( الان دقیقا یادم نیست کدام روزنامه و کدام عنوان ) تحت عنوان فززند آوری سریعتر و زیاد مسلمانان یک بمب ساعتی برای اسرائیل است بخصوص فززند آوری فلسطینیان و ایرانیان؟

اگرچه این مقاله از جبهه تهدید امنیت اسرائیل تحلیل شده بود اما در عالم واقعیت هم فلسطینیان ظرف بیست سال بیش از پنج میلون نفر از جمعیت اسرائیل پیشی گرفتند.

آز آن تاریخ به بعد دولتمردان ایرانی شروع کردند به بهانه گیری و افزایش مشکلات برای خانواده‌های پرجمعیت ایرانی.

اول تمام مزایای قبلی لغو شد آهسته آهسته افزایش هزینه‌های بیمارستانی تولد نوزاد هزینه واکسن هزینه شیر خشک هزینه صدور شناسنامه هزینه گواهی تولد رقم خورد .

خدماتی که همگی قبلا رایگان بوده نشان از یک کودتای فکری در دولت داشت دولتی که همانند روحانی قرار دادهای زیر میزی از نوع 2030 برای آموزش و پرورش ایران با غرب امضاء کرده بود.

تداوم این سیاستهای ضد خانواده ضد کودک نهادینه شد تا امروز؟

این سیاستها همراه با تحقیر و تحریم روانی مردان خانواده‌ها ناشی از دیدگاه غربی چنان در یک دوره بر ادارات ایران غالب شد گویی طرف جرم عظیمی‌انجام داده همگی هم بر اصل گرفتن وجه و ندادن امتیاز حکم فرما شده بودند ؟ ( تو که پول نداشتی غلط کردی پس انداختی )

هر پدر بیش از سه فرزند داشت چنان مورد شماتت و طرد قرار میگرفت گویی جنایت عظم بالاتر از قتل نفس و تجاوز انجام داده است؟

از لحاظ روانی و اقتصادی خانواده‌های زیادی فرزند آوری را کنار گذاشتند.

هرچه دولت بزرگتر می‌شد سهم افزایش هزینه‌ها و کسری پرداخت برای بیمه شاغلین خدمات عمومی‌کاهش یافت.

نسبت کارمندان دولت ایران از پنج درصد نسبت به کل جمعیت در قبل از انقلاب به 25 درصد امروز افزایش پیدا کرده است به مفهوم پنج برابر دولت بزرگتر و خدمت انجام شدنی پنج برابر کوچکتر از قبل؟

این خود نشان از انحراف عظیم بودجه‌ها دارد بودجه‌‌‌ای که باید برای کشور هزینه می‌شد برای دولت بی خاصیت بزرگ و غیر کارآمد هزینه می‌شود.

در 10 سال گذشته افزایش شدید هزینه‌ها و کوچکتر شدن اقتصاد ایران باعث فاجعه زیر شده است.

1-افزایش شدید بیکاران آمار 12 تا 13 میلیون نفر

2-افزایش شدید تعداد افراد مجرد به 14 میلیون نفر

این 14 میلیون فقط افرادی هستند که هرگز ازدواج نکرده اند طی بحران چند سال اخیر و بخصوص مشگل کرونا حداقل پنج میلیون زن سرپرست خانوار و سه میلیون زن متعلقه را به این آمار اضافه کنید

اگرچه رقم شماره یک و 2 با هم هخوانی و هم پوششی دارند بسیاری از مجردان بیکار هم هستند اما بیکاران فقط شامل مجردان نیست بسیاری از خانواده‌ها فاقد عضو شاغل هستند.

حداقل 25 میلیون تا سی میلیون نفر جمعیت کشور با این آمار فاقد خانواده و توانایی فرزند آوری هستند

اضافه کنید به این آمار خانواده‌های بحرانی که زن و شوهر فقط در شناسنامه همسر همدیگر هستند و از نوعی طلاق عاطفی و جدایی فیزیکی رنج می‌برند

متاسفانه آمار طلاق عاطفی هم بسیار بالا است حتی بعضی از پزشکان آمار 40 درصد زوج‌های موجود مطرح می‌کنند.

با این حساب از بیست میلیون خانوار موجود هشت میلیون خانوار هم خارج می‌شود.

عملا باقی مانده آمار زوج‌های باقی مانده به زیر ده میلیون ختم می‌شود.

اما قسمت وحشتناک این داستان اینجاست که این ده میلیون خانواده باقی مانده اغلب مسن هستند و در سن باروری نیستند؟

اغلب این زوجها قبل از سال 1389 ازدواج کرده اند یا صاحب فرزند هستند یا اینکه با گرانی‌های اخیر قید هر گونه عضو جدید در خانواده را زده اند.

مفهوم این تحلیل بالا اینست که افراد جوان کشور نه توان ثروت افزایی نه توان خانواده افزایی نه توان فرزند آوری دارند؟

در واقع جوانان مستعد فرزند آوری مانند گوسفندان و دامدارای‌های قرنطینه‌‌‌ای جدا از هم هستند؟

چون ادامه زندگی آنان به رونق اقتصادی گره خورده است .

تازه سرنوشت اقتصاد کشور نیز به تحریم و دولت ابتر روحانی گره خورده است؟

دولت در خود فرو رفته‌‌‌ای که برای جبران کسری بودجه دست به خودزنی و ملت زنی کرده است

عملا برای افزایش قیمت دلار برای جبران کسری می‌کوشد؟

کجا می‌تواند سیاستهای مالی حمایت از خانواده و زاد ولد پیگیری کند؟

حالا سیاست افزایش ازدواج و شغل بماند.

پس نه منتظر گشایش اقتصادی باشید نه منتظر افزایش زاد ولد.

اشکالی نداره ؛ همه‌ی آرزوها که واقعی نمی‌شن :)
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

آمار سایت
  • کل مطالب : 16
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 32
  • بازدید کننده امروز : 33
  • باردید دیروز : 5
  • بازدید کننده دیروز : 6
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 45
  • بازدید ماه : 276
  • بازدید سال : 276
  • بازدید کلی : 6914
  • کدهای اختصاصی